ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

48

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

امام ( ع ) در اين گفتار به مردم دستور مىدهد كه از أو كسب هدايت كنند وعلم واخلاق از وى فرا گيرند ، وپس از اين به سخنان خود ادامه داده آنان را از جهالت وناداني ودل خوش داشتن وتكيه كردن بدان نهى مىفرمايد ، واز پيروى هوسهاى باطلى كه انسان را از دايره حقّ وصلاح وفضيلتهاى اخلاقى بيرون مىبرد ، وبه سوى باطل وخويهاى زشت وناپسند مىكشاند بر حذر مىدارد . ( 20463 - 20456 ) فرموده است : فإنّ النّازل بهذا المنزل . مراد كسى است كه ديگران را راهنمايى مىكند ، وبا ناداني وناآگاهى به مصالح عمومى ادّعاى نصيحت وخير خواهى آنها را دارد ، زيرا آن حضرت مصالح عامّه را ملاحظه ، ومردم را به سوى آنها راهنمايى مىفرمود ، ولى آنها هنگامى كه با يكديگر خلوت مىكردند ، منافقان ايشان ، آنان را از انجام دادن دستورهاى آن حضرت كه براي آنها زحمت ومشقّت داشت مانند جهاد يا اقدام بر كارهاى دشوار باز مىداشتند وبه عكس فرمودهء امام فرمان مىدادند ، اين منافقان كينه توز كه خود را شايسته احراز مقام آن حضرت معرّفى مىكردند ، براي اين كه در دين فساد وتباهى پديد آورند ، مردم را در جهتي كه بر وفق دلخواه وموجب تأمين مقاصد آنان بود ، سوق مىدادند ، واين گفتار اشاره است به كسى كه خود را در مقام راهنمايى ، خيرخواه ، قرار مىدهد ، در حالي كه رهنمودهاى أو همه برخاسته از نادانيها وهوسهايى است كه بر دل أو چيره شده وأو را به لبه پرتگاه نابودى كشانيده است ، امام ( ع ) واژه جرف ( كناره رودخانه كه آب زير آن را خالى كرده باشد ) را براي آراء وعقايد فاسدى كه ابراز مىشود استعاره فرموده است ، زيرا اين گونه عقايد بر نظام عقل استوار نيست ، وشرع هم آنها را اجازه نداده است وبه منزله ويرانه سست بنيادى است كه هر چه بر آن بنا شود ، محكوم به خرابى وويراني است ، ومانند اين است كه دعوت كننده اين گونه عقايد فاسد ، بر لب پرتگاه ايستاده است كه ناگهان محلّ أو فرو مىريزد وأو را سرازير جهنّم مىكند ، ويا در سراشيب نابودى اين دنيا سرنگون مىسازد ، معمولا در باره كسى كه كار